close
تبلیغات در اینترنت
تاليفات شاعر شعر هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند درد بی درمان


destinypassenger

امام صادق (ع) : تو طبیب خود هستی و بیماری برتو روشن و آشکار گردیده است ونشانه تندرستی و سلامت را دانسته ای و بر داروی دردت راهنمایی شده ای ، پس بنگر که چگونه به کار نفس خویش می پردازی

destinypassenger


منوي 1

تيتر

متن مورد نظر
ادامه مطلب

منوي 2

تيتر

متن ....
ادامه مطلب

منوي 3

تيتر

متن .
ادامه مطلب

منوي 4

تيتر

متن ....
ادامه مطلب

منوي 5

تيتر

متن ....
ادامه مطلب

منوي 6

تيتر

. متن ....
ادامه مطلب

آرشيو
منوي كاربري

    عضو شويد

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    فراموشی رمز عبور؟

    عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبر نامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

مطالب محبوب
مطالب تصادفی
آخرين مطالب


 سه شنبه 19 اسفند 1393 15 بازدید دیزاینرها | خانه گرافیک ایرانیان | نویسنده : destinypassenger

چاقو + قیمت
خرید لوازم جالب


گفتم که من یک شعبده باز هندی ام
من شرق لخت ام
می توانم روی ی
ک رانم بایستم
و تمام مهابارتا و بوف کور را ازحفظ بخوانم
من یک شبه قاره ی گرسنه ام
و می توانم پنج قاره را درسته ببلعم
و قرن ها قدم بزنم
و مثل گاندی تا ماه پیاده بروم
و مثل شیوا تا خورشید

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند

اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
درد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند

ذره بین


اینجا چه قدر سنجاب و فلامینگو
و
پنگوئن غایب است
چه قدر آدم برفی و دریا
و چه قدر خیلی چیزهای اساسی دیگر
از ویسکی و موسیقی و ایمان گرفته
تا جین و پا
تیناژ و امام زمان
کلافه شدیم
اینجا چه قدر پشه و مارمولک دارد معصومه




برچسب ها : شاعر مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند , کتاب شعر هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند , سراينده شعر ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم , سراينده شعر هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند , شعر اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا ,



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی